Epub ✓ La casa de los espíritus ó 454 pages Download Ê Johnscyclingdiary

Ebook La casa de los espíritus

Epub ✓ La casa de los espíritus ó 454 pages Download Ê Johnscyclingdiary ¶ ❰PDF / Epub❯ ☀ La casa de los espíritus Author Isabel Allende – Johns-cycling-diary.co.uk La saga familiar de los Trueba desde los principios de siglo hasta nuestra época MagistraIno de unos personajes atrapados en un entorno sorprendente y exótico Una novela de impecable pulso estilístic I have never in my life read a book where SO MUCH HAPPENS AY Generation after generation of DEATH AND DESTRUCTION AMIRITE I seriously don't know how to rate this book Personally it wasn't a favourite I found myself overwhelmed and bombarded with so much tragedy and injustice and found no love in any of the characters but I really appreciated so much of what happened and really enjoyed learning about magical realismHere's my video review of this

Isabel Allende ô La casa de los espíritus Text

E ambientada en algún lugar de América Latina la novela ue sigue paso a paso el dramático y extravagante dest 276 La Casa De Los Espíritus The House of The Spirits Isabel AllendeThe House of the Spirits is the debut novel of Isabel Allende The novel was rejected by several Spanish language publishers before being published in Buenos Aires in 1982 It became an instant best seller was critically acclaimed and catapulted Allende to literary stardom The novel was named Best Novel of the Year in Chile in 1982 and Allende received the country's Panorama Literario award The House of the Spirits has been translated into over 37 languages The story details the life of the Trueba family spanning four generations and tracing the post colonial social and political upheavals of Chile – though the country's name and the names of figures closely paralleling historical ones such as the President or the Poet are never explicitly given The story is told mainly from the perspective of two protagonists Esteban and Alba and incorporates elements of magical realismعنوانها خانه ارواح؛ خانه اشباح؛ نویسنده ایزابل آلنده؛ تاریخ نخستین خوانش بیست و چهارم ماه آگوست سال 2009 میلادیعنوان خانه ارواح؛ نویسنده ایزابل آلنده؛ مترجم حشمت کامرانی؛ تهران، نشر قطره، 1368، در 656 ص؛ شابک 9643410218؛ چاپ دوم 1377؛ چاپ سوم 1379؛ چاپ ششم 1385؛ شابک 9789643410216؛ چاپ هفتم 1395، در 580 ص؛ موضوع داستانهای نویسندگان اسپانیایی آمریکای لاتین سده 20 م؛ عنوان خانه اشباح؛ نویسنده ایزابل آلنده؛ مترجم عبدالرحمن صدریه؛ تهران، نشر فردوس، 1377؛ در 515 ص؛ چاپ دیگر تهران، دادار، شابک ایکس 964729414؛ایزابل آلنده، برادرزاده‌ ی «سالوادور آلنده‌»، رئیس‌جمهور فقید «شیلی»، در سال 1942 میلادی زاده شدند پس از کودتای نظامی در «شیلی»، ایشان کشور را ترک گفت، و پس از یک سلسله مبارزات مردم، علیه دیکتاتوری «پینوشه» و برکناری او، همراه بسیاری دیگر از مبارزان و هنرمندان به «شیلی» بازگشتند خانه ی ارواح مهم‌ترین و معروف‌ترین رمان ایشانست، که یکی از آثار مهم ادبیات آمریکای لاتین به شمار می‌رود، و تاکنون به زبان‌های بسیاری ترجمه شده است نقل از متن خانه ارواح نانا همچنان برجای ایستاده بود، و دست های چلیپا شده اش، شالش را بر سینه نگه داشته بود، سورو به نیمکت اشاره کرد، و نانا شرمگنانه جلو آمد، و کنارش نشست از زمانیکه نانا در خانه ی سورو زیسته بود، این اولین بار بود که اینهمه به اربابش نزدیک میشد سورو برای خود و او، دو لیوان باده ریخت، و جام خویش را لاجرعه سر کشید سر را میان دو دست گرفت، موهایش را چنگ میزد و با دندانهای به هم فشرده، دعایی غریب را زمزمه میکرد نانا که شق ورق بر لبه نیمکت نشسته بود، وقتی گریه ی وی را دید، راحت نشست، و دست زمخت و پر ترکش را دراز کرد، و با همان لطفی که بچه های وی را، در طول بیست سال گذشته، تر و خشک کرده بود، با یک حرکت خود به خودی موهای سورو را مرتب کرد سورو سر برداشت، و وقتی به این چهره جوان نما و استخوانهای گونه سرخ پوستی، و گیسوی گره شده، و دامان پهناورش نگریست، که همه ی زاد و رودش روی آن آروغ زده، جنبیده و به خواب رفته اند، احساس کرد این زن که به اندازه خود زمین، گرم و بخشایشگر است می تواند او را تسلی دهد پیشانیش را بر دامن او نهاد، و بوی خوش پیش بند آهاردارش را بویید، و چون پسرکی به هق هق افتاد، و همه ی اشکهایی را که درمقام یک مرد، در طول زندگیش نگه داشته بود، سرازیر کرد نانا پشت وی را خاراند، و آرام تپ تپ به پشتش زد، و با زبانی که بچه های کوچک را میخواباند، با او حرف زد، و ترانه ای روستایی برایش خواند، تا آرام شد همچنان در کنار هم نشسته بودند و باده مینوشیدند و گهگاه که روزهای خوشی را به یاد میآوردند میگریستند، روزهای خوشی که «رزا» درون باغ میدوید و پروانه ها را از زیباییش، که تنها از ژرفای دریا میتوانست مایه گرفته باشد، میترساند دکتر کوئواس و دستیارش در آشپزخانه آلات و ادوات خوفناک و کوزه های بدبو را آماده کردند، پیش بندهای لاستیکی پوشیدند، و آستینهایشان را بالا زدند، و پنهانیترین قسمتهای بدن «رزا» را زیرورو کردند، تا آنکه بدون کمترین تردیدی ثابت کردند، که دختر مقدار زیادی مرگ موش خورده است، دکتر ضمن شستن دستهایش در ظرفشویی چنین نتیجه گیری کرد ـ «قرار بوده زهر را سورو بخورد»؛ دستیار که از زیبایی دختر جوان بیطاقت شده بود نمیتوانست به رها کردن دختر، در آنحالت، که مثل نیم تنه ای دوخته شده مینمود، تن در دهد، و به دکتر پیشنهاد کرد، اندکی آن را مرتب کنند آن دو مرد، برای حفظ جسد از تباهی، به کار روغن زدن و مالیدن خمیر مخصوص کفن و دفن پرداختند، و تا ساعت چهار صبح کار کردند، تا آنکه دکتر کوئواس گفت، آن قدر خسته و غمگین است که نمیتواند کار را ادامه دهد از آشپزخانه بیرون رفت، و «رزا» زیر دست دستیار باقی ماند؛ و او لکه های خون روی پوستش را، با اسفنج پاک کرد، لباس خواب گلدوزی شده اش را، روی سینه اش گذاشت، تا بریدگی از گلوگاه تا عضو مادینگی اش را بپوشاند، و موهایش را مرتب کرد سپس به جمع و جور کردن درهم برهمیهایی، که خودش و دکتر، به وجود آورده بودند، پرداخت دکتر کوئواس وارد اتاق نشیمن شد و سورو و نانا را دید، که از گریه و باده نیمه مست شده اند، و گفت «ـ حاضر است تا اندازه ای مرتبش کرده ایم، طوری که مادرش میتواند برود تو و نگاهش کند»؛ دکتر به سورو گفت که تردیدهایش به جا بوده است، و در معده ی دختر همان ماده ی کشنده ای را یافته است، که در عرق پیشکشی موجود بوده است آنوقت بود که سورو به یاد پیشگویی کلارا افتاد، و همه ی آرامش باقی مانده اش را از دست داد، زیرا نمیتوانست فکر کند که دخترش به جای او مرده است خود را بر کف اتاق افکند، و نالید، که به خاطر جاه طلبی، و لاف و گزافهایش گناهکار است، هیچکس به وی نگفته وارد سیاست شود، در مقام یک حقوقدان معمولی، و مرد خانه، وضع بسیار خوبی داشته، و از این پس کاندیداتوری شومش را رها میکند، و از حزب لیبرال و فعالیتهای اجتماعی دست میکشد، و امیدوار است هیچ یک از فرزندانش هرگز وارد سیاست نشوند، که کاری است لایق قصابان و دزدان سرگردنه؛ تا آنکه دل دکتر کوئواس، به رحم آمد و لطف کرد و او را مست کرد مشروب از درد و رنج و گناهش قویتر بود نانا و دکتر او را به بالا، به اتاقش خوابش بردند و لباسهایش را کندند و توی رختخوابش خواباندند سپس به آشپزخانه برگشتند، که دستیار آخرین دستکاریها را بر جسد «رزا» انجام میداد «نیوآ» و سورو دل واله فردا صبح دیر بیدار شدند خویشاوندان نشانه های عزا به خانه آویخته بودند پرده ها را کشیده، و نوارهای درشت سیاه به آن ا زده بودند؛ دیوارها پر شده بود از دسته گلهایی که بوی خوش بیمارکننده شان، راهروها را آکنده بود در اتاق ناهارخوری، نمازخانه ی کوچکی، برای مراسم تشییع برپا کرده بودند در آنجا روی میز بزرگ، که پارچه ای سیاه با حاشیه های طلایی آن را پوشانده بود، تابوت سفید «رزا» با گل میخهای نقره ای قرار داشت دوازده شمع زرد در شمعدانیهای مفرغی نوری کدر بر دختر میافکند لباس عروسی تنش کرده بودند و با تاجی مومی به شکل گل بهارنارنج، که برای روز عروسیش کنار گذاشته بودند، موهایش را آراسته بودند؛ پایان نقل از متن کتاب ا شربیانی

Epub ç La casa de los espíritus ô Isabel Allende

La casa de los espíritusDe los Epub #221 La saga familiar de los Trueba desde los principios de siglo hasta nuestra época Magistralment Gabriel Garcia Maruez comparisons aside it's hard to review this book without references to the magical realism and the narrative styles of Latin America I truly believe that anyone not familiar with the above mentioned would likely be a bit thrown even put off by these influences Still this is a brilliantly written story epic in its truest sense Covering four generations of women with a man as the common thread between them it races through the simplicity of the old world into the complexity of an increasingly global existance and the insistance that this country enter into the morphing global economy and political stage The true classics know how to do one particular thing very well They are able to capture the reader with the emotive ties to the characters in a microcosm while placing them in a grander milestone setting historically Many stories have attempted this balance and fall short in one aspect or another Either the personal attachment is emphasized at the expense of the historical detail or the historical events are diluted to platform the characters In this case both are developed successfully because we are introduced and weaned on to the family first and then become involved in their plight as gradually as they do Political upheaval grew into their lives the way it grew into the narration It's also important to mention that by definition this won't be a political struggle that most of the captalist population will be familiar with Some background knowledge of the history of Chile does come in handy especially when references are thrown in enigmatically The Poet is mentioned sporadically at first then his existance becomes poignant for a moment The reference to Neruda his real life exile his political position all of these are only subtly mentioned throughout the plot and he is never referred to by name So it's interesting that Allende refers to censorship by censoring herself Clearly a conscious decision on her part to seperate this historical novel from being a direct documentation of the history of Chile The same holds true for the events leading up to and after the military coup and the Pinochet situation This story shows us what it might have looked like behind the scenes What the papers were not reporting What the news programing was cleaning up on orders of the heads of state This is what this story is about In Latin America these kinds of events are innumerable They are part of the history but they can not be told for the very censorship that this story speaks of So they are told in novels and are thinly veiled as magical and exaggerated so as to hide behind such protection But they are real and to this day there is a weekly procession in one of the plazas in Santiago Chile of people who lost family members to the military government 40 years later there are still hundreds who have not been accounted for With this story Allende hooks us reels us in and binds us to these characters They are funny ecentric tempermental ideal strong weak and so much Their dimensionality begs us to invest in them emotionally so that when their lives become shaken by their setting we are as invested in how they will deal with the challenge